داشتم به این موضوع فکر می کردم که اگه بخوام یه روزی مهاجرت کنم کجا رو انتخاب کنم ولی هر چی بیشتر فکر می کنم کمتر به نتیجه میxadرسم. 
راستش بیشتر به اونxad هایی فکر کردم که رفتن و بعد از چند سال دچار درد شدن. نه اون دردی که دکتر بخواد نه، اسمش درد غربته!
اولش همه چی به نظرشون گل و بلبله. شاید بتونن زندگی بهتری رو داشته باشن ولی زود دلتنگ وطن می xadشن و هیچ چی نمیxadتونه این دلتنگی رو علاج کنه. وای از اون وقتی که دیگه راه برگشتی نداشته باشن و مجبور باشن این دلتنگی رو هی با خودشون بکشن این ور و اون ور.
وقتی به این چیزا فکر میxadکنم بیxadخیال مهاجرت میxad شم و دوست دارم همین جا سر جام بشینم. اصلا منو چه به مهاجرت! کو وقت؟ کو پوووووول؟
والا! من تا دهاتمون هم می خوام برم وقت گیر نمی یارم. وطنم پاره ی تنم!
برچسب: اندر احوالات مهاجرت,
نویسنده: حدیث رنجبر